تبلیغات
ریاضیات پویا - نوابیغ
ریاضیات پویا

ریاضیات در اینترنت

آرشیو موضوعی

آرشیو

دوستان من

آمار وبلاگ

نوابیغ

چكیده
احتمالاً تا به حال شنیده اید كه حدس معروف گلدباخ هنوز اثبات نشده است. پس ریاضی دان ها چه می كنند؟ آیا كسی را می شناسید كه به فكر اثبات آن باشد؟ تابعی سراغ دارید كه به كمك آن بتوان اعداد اوّل را تشخیص داد؟ اگر كسی ادّعا كند كه می تواند هر زاویه دلخواه را تنها با كمك خط كش و پرگار به سه قسمت مساوی تقسیم كند در مورد او چه فكر می كنید؟ آیا او یك نابغه است؟

مقدّمه
می خواهیم در مورد نوابیغ صحبت كنیم. نه اشتباه نكنید نوابیغ جمع نابغه نیست. در واقع نوابیغ افرادی هستند كه ادّعای نبوغ دارند و معمولاً یك جایی یك مسأله با جایزه 1 میلیون دلاری دیده اند یا در دبیرستان از دبیر ریاضی خود شنیده اند كه فلان مسأله قرن ها حل نشده باقی مانده است. بعد سعی می كنند آن را حل كنندو حتّی ممكن است سال های سال عمر عزیزشان را بر سر این كار تلف كنند. این اشخاص در تمام كشورها یافت می شوند. در كشور ما نیز نوابیغ پیدا می شوند. تجربه چند سال اخیر، ما را بر آن داشت كه به دلایلی كه توضیح خواهیم داد این مقاله را بنویسیم. در این مقاله حروف لاتین را برای ارجاع به بعضی از این اشخاص به كار برده ایم و به دلایلی كه در متن مقاله روشن خواهد شد از آوردن مشخصات آنان خودداری كرده ایم.

1. دسته بندی نوابیغ
ما نوابیغ را به سه دسته تقسیم می كنیم :

* كسانی كه سعی می كنند ناممكن ها را ممكن سازند!
این دسته به تثلیث گرها یا Trisectne معروفند. تثلیت گر یعنی كسی كه سعی می كند فقط با كمك خط كش و پرگار زاویه را به سه قسمت مساوی تقسیم كند. امّا غیر از این ها افراد دیگری هم جزء این دسته هستند. مثلاً كسانی كه سعی می كنند فرمول محیط بیضی را كشف كنند یا بر روی روش تربیع دایره و تضعیف مكعب و ... كار كنند. برای اطّلاع از ناممكن بودن این ها به كتاب مرجع مراجعه شود. یا حتّی هستند كسانی كه سعی می كنند فقط با دو رنگ هر نقشه ای را رنگ كنند!

* مدّعیان حل مسأله های حل نشده معروف
این دسته نسبت به دسته اوّل كمی معقول ترند. ایشان آدم هایی هستند كه سعی می كنند مسأله های بزرگ حل نشده را كه به پیش زمینه های ریاضی قوی نیاز دارند، بدون داشتن آن پیش زمینه ها حل كنند. مثلاً فرضیه كلدباخ، فرمول تولید اعداد اول و ....

* بنیان گذاران نظریه های بی اساس
این افراد مدّعی بنیان گذاری نشریه های بی پایه ولی از نظر خودشان بسیار مهم هستند، كه حتّی می تواند ریاضی را متحوّل كند. در بین این دسته كسانی هستند كه با شنیدن ادّعایشان عصبی می شوید. شاید هم كلّی بخندید. مثل كسی كه ادّعا می كند :
«پایان امسال می توانم نظریه نامرئی كردن فیزیكی اشیاء را كامل كنم.» (X) و یا «شاید برایتان باور نكردنی باشد كه این كتاب و این تحقیقات را یك جوان بیست ساله انجام داده باشد كه حتّی اثبات ریاضی وجود وجدانیّت خداوند كه بزرگترین آرزوی یكتا پرستان جهان اسلام است را از طریق این نظریه كشف نموده باشد. (Y)
یكی از كارمندان دبیرخانه انجمن ریاضی ایران نقل می كند : چندی پیش شخصی متولد 1291 (با حدود 91 سال سن) باتّفاق دخترش به انجمن ریاضی ایران مراجعه كردند كه مدعی بودند :
«برای هر عدد، عددی یافته است كه حاصل جمع آن با عدد داده شده و حاصل ضرب آن با همان عدد، یكسان است متشابهاً، حاصل تفریق و حاصل تقسیم.»
او مدّعی بود كه این آموزش ریاضی را متحوّل می كند و جوان ها را از آلودگی نجات می دهد. (می گفت: با این روش آموزش، جوان ها تا قبل از 18 سالگی دكترای خود را می گیرند و دیگر آلوده نمی شوند!). هم چنین همین شخص جداولی با اعداد چندین رقمی عجیب (جداول مربعی) رسم كرده بود كه به این اعداد نام «نیرو» داده بود و می گفت این نیروها از تمام جهات با هم برابرند. ایشان مایل بودند كه این اكتشافات به نام خودشان ثبت شود و دنبال راهی بودند كه از این مطالب شخص دیگری به نام خود سوء استفاده نكند. (این نكته در اغلب این افراد مشابه است.)

2. كالبد شكافی نوابیغ
البته نوابیغ در رشته های دیگر نیز وجود دارند. همكاری تعریف می كرد كه یك نفر در مراجعه حضوری به شورای شهر تقاضا كرد كه از طرح پژوهشی ایشان حمایت شود. این طرح روش آموزش صحبت كردن به بلبل ها بود! ایشان بلبلی را هم همراه برده بود و ادّعا می كرد كه حرف می زند ولی به خاطر ترس از جمعیّت از نطق كردن وامانده است.
مقاله هایی وجود دارند كه در آن ها رفتار نوابیغ مورد بررسی قرار گرفته اند. مثل مقاله ]یك[ كه در آن چنین آمده است : «یكی از مشخصه های نوابیغ ریاضی، مانند سایر انواع نوابیغ، این است كه به موفّقیت های كوچك قانع نیستند. حل مسائل معمولی آن ها را راضی نمی كند چرا كه دون شأن آن هاست. می خواهند حرف مهم بزنند یا پنبه حرف های مهم را بزنند. بیشتر دوست دارند مسائلی را حل كنند كه دیگران ثابت كرده اند نمی توان آن ها را حل كرد ... خلاصه می خواهند كاری بكنند كارستان. و از حیث شجاعت و بلند پروازی دست كمی از دانشمندان درست و حسابی ندارند. ولی متأسفانه شباهتشان با نوابغ واقعی، در همین یك صفت خلاصه می شود.» برای علاقه مندان، مطالعه این مقاله را پیشنهاد می كنیم. نویسنده آن Underwood Dudley همان نویسنده كتاب های ]1[ و ]2[ است. ایشان بیش از ربع قرن است كه مشغول مطالعه رفتار و كردار نوابیغ ریاضی هستند.

3. نوابیغ و پخش نظراتشان
* مراجعه به هر جا و هر كس
اغلب نوابیغ چیز زیادی از ریاضی نمی دانند ولی علاقه مندند در این زمینه كار كنند. شاید بپرسید اصلاً چرا رفتیم سراغ این آدم ها؟ جواب را باید مراجعه بیش از حدّ این افراد به انجمن ریاضی و نشریات وابسته به آن و مدیران گروه های ریاضی دانست. مثلاً به عنوان رئیس انجمن ریاضی لااقل از دفتر پنج مقام مختلف مملكتی برای بررسی ادّعای فقط یكی از ایشان نامه هائی همراه با ضمایم فراوان رسیده است (به پیوست 3 مراجعه شود). راستش این افراد خیلی تنها هستند. یكی از آنها (X) نوشته بود : «از این كه با شما بزرگوار در ارتباط هستم از ته دل خوشحالم و امیدوارم این ارتباط هم چنان پایدار باشد و از این حالت یك طرفه شدن خارج شده و .... ریاضیدان های بزرگ به حق نمی توانند وقت كافی برای رسیدگی به این موضوعات بگذارند. دانشجویان ریاضی نیز اغلب نمی دانند كه چنین افرادی هم وجود دارند. البته مشكل به این جا ختم نمی شود. بین نوابیغ بعضاً كسانی یافت می شوند كه مستعد ایجاد مشكلات بسیار بزرگی برای ریاضیدانان و بقیّه آدم ها هستند و اگر در برخورد با این افراد دقّت لازم را به عمل نیاورند باید منتظر یك دردسر خیلی بزرگ باشید كه در ادامه مقاله بیشتر متوجّه اهمیّت موضوع خواهیم شد.
همان طور كه قبلاً اشاره شد یك گروه عمده از نوابیغ، تثلیت گرها هستند كه اغلب آنها در دوران دبیرستان با مسأله تثلیث مواجه می شوند. می دانیم كه ثابت شده است تیلیث زاویه تنها با خط كش و پرگار امكان پذیر نیست. مثلاً به كتاب «ریاضیات چیست» (دو) فصل سوّم صفحات 147 و 148 رجوع كنید. ولی این افراد یا نمی دانند كه چنین اثباتی وجود دارد و یا نمی توانند معنای «امكان پذیر بودن» در ریاضیات را درك كنند. آیا تا به حال با كسی مواجه شده اید كه متوجّه نشود فقط با یك شمع و یا با یك چراغ موشی نمی توان یك تیرآهن را گداخت؟!
در برخورد با یك تثلیت گر، خواندن روش تثلیت وی عملاً كار بیهوده ای است. علاوه بر این، این افراد معمولاً نمودارهای پیچیده ای رسم می كنند كه سر درآوردن از آن ها كار سختی است. جالب اینجاست كه حتّی وقتی اثبات امكان ناپذیر بودن تثلیت را برایشان بفرستید باز هم اصرار دارند كه روش آن ها مورد مطالعه قرار بگیرد! نمونه ای از این افراد خانم Z (دبیر ریاضی) بود كه پس از ارائه برهان توسّط یكی از نویسندگان (پیوست 2) باز هم اصرار بر خواندن مقاله اش داشت. ایشان حتّی تهدید كرد كه اگر مقاله اش را نخوانیم ما را به صاحب شب قدر می سپارد.
* مراجعه به مقامات
یكی دیگر از ویژگی های نوابیغ این است كه برای ثبت تئوری خود سراغ مقامات و مسئولین رده بالای كشوری می روند و حتّی ممكن است به بالاترین مقام كشور نیز رجوع كنند. یك نمونه از این افراد آقای U است كه ادّعا می كند فرضیه گلدباخ را ثابت كرده است. ایشان برای اثبات ادّعای خود حتّی به رهبر و رئیس جمهور و رئیس قوّه قضائیه نیز نامه نوشته اند. گوشه هایی از نامه پرسوز و گداز این سودازده ریاضی را برایتان می آوریم :
« ... كار جدیدم اثبات فرضیه تاریخی گلدباخ است. این فرضیه به مدّت 261 سال لاینحل باقی مانده بود و دانشمندان نامداری چون اولر، گاوس، ویتوگرادف و هزاران ریاضی دان دیگر در طول این 5/2 قرن برای حل آن كوشیدند ولی ناكام ماندند .... بنده پس از دوازده سال تلاش در سال 1380 (سال مولی علی (ع)) موفق به اثبات قطعی آن گردیدم. اثبات بنده در 286 مركز علمی و دانشگاهی جهان بررسی و كوچكترین ایرادی بر آن وارد نگردید. البتّه آمریكا پرداخت جایزه 1 میلیون دلاری بنده را مشروط به پذیرش تبعیت آمریكا نمود ....»
نوابیغ ممكن است هر كدام به تنهائی به مراجع زیادی رجوع كنند كه با این عمل با توجّه به نامهه ای مختلف موجب اتلاف وقت بزرگی می شوند. مثلاً موردی به نام آقای X مقاله خود را به 100 مرجع مختلف فرستاده بود كه به قول خود چون از نوشتن همه آن ها عاجز بود به ناچار به دستگاه كپی متوسّل شده بود! این آدم ها از رجوع به مقامات و مسئولین خسته نمی شوند و اگر در برخورد با این آدم ها دقّت نكنیم ممكن است دچار یك دردسر اساسی شویم. مثلاً یكی از اساتید دانشگاه در جواب یكی از همین نوابیغ مقاله ای را برایش فرستاده بود كه به خاطر این كار آن شخص ایشان را به دادگاه كشاند.
* انتشار جزوات و كتاب ها
در برخی موارد نوابیغ برای عرضه نظریه های به قول خود «شگفت انگیزشان» دست به نشر كتاب در تیتراژ چند هزار جلدی می زنند. حداقل دو مورد آن را اخیراً در كشورشاهد هستیم. یكی از این دو نفری كه كتاب منتشر كرده است یك دانش آموز مقطع پیش دانشگاهی به نام Y است كه ادّعا می كند :
«جلد اوّل این كتاب علاوه بر بعد ریاضیاتش، بعد دیگری نیز دارد كه استفاده از آن در بحث های فلسفی و عرفانی از جمله اثبات روح، برزخ و حقیقت زنده شدن مردگان می توان نام برد و ....»
و دیگری نیز كه كتاب خود را در دوران دبیرستان نوشته است، ادّعا می كند كه :
«... در خلال این تحقیقات موّفق به كشف ریاضی اثبات وجود وحدانیّت خداوند متعال نیز شدم كه امیدوارم جوّ به خواب رفته علمی كشور را بیدار نماید و ....» (X).
حتماً تا به حال خبر كشفیّات جدید در علم را از رسانه های گروهی از جمله اخبار سراسری شنیده اید. ما مواردی را سراغ داریم كه این افراد از طریق همین رسانه ها كه مردم، بسیاری به بخش خبرهای علمی آنها اعتماد دارند، خبر به اصطلاح كشفیات خود را به اطلاع عموم می رسانند. مثل خبر حل فرضیه گلدباخ توسط آقای X كه حداقل از یكی از شبكه های تلویزیونی پخش شده است. هم چنین ایشان چندین مصاحبه مطبوعاتی چاپ شده در روزنامه های كثیرالانتشار را در پرونده خود دارد.
خلاصه این كه اگر پای درددل بعضی از آن ها بنشینید، ممكن است یك نطق مفصّل در مورد فرار مغزها به خاطر عدم حمایت از نابغه هائی مثل ایشان بكنند. اخیراً اغلب آن ها این ادّعا را نیز بر ادّعاهای فبلی خود اضافه كرده اند. مثل آقای U كه حتّی ادّعا می كرد از كشور آمریكا و انگلستان دعوتنامه برای ایشان و خانواده شان فرستاده شده و به ایشان ویزای آمریكا همراه با چهار بلیط مجّانی هواپیما پیشنهاد كرده اند. وی یك دیسكت حاوی این ادّعا را به همه جا فرستاده بود كه ما با دیدن یك دیسكت متوجّه شدیم موضوع چیزی نیست به جز چند پیام تبلیغاتی كه برای شركت در قرعه كشی برای اخذ ویزا و یا مسافرت تفریحی معمولاً به تمامی كاربران Yahoo فرستاده می شود!

راه های پیشنهادی برای مواجهه با نوابیغ
با توضیحاتی كه مطرح شد، حدس می زنیم همه شما خوانندگان مثل ما معتقدید بهتر است فكری به حال این افراد بكنیم تا هم بسیاری را از درگیر شدن با آن ها نجات دهیم و هم خود این افراد دست از «آب در هاون كوبیدن» بردارند. مثلاً یكی از ایشان كه دبیر ریاضی هم است، ابراز می دارد :
«اكنون بنده نه تنها از سال ها زحمت و تحقیقات ام خوشحال نیستم بلكه به شدّت غمگینم و فكر می كنم راه اشتباهی رفته ام كه جذب علم و دانش و افتخار آفرینی برای كشورم شده ام. چون از اوّلین روز اتمام اثبات و اعلام آن به دانشگاه ها تمام اضافه كاری ها و كمك درآمدها و كلاس های اضافه ام را تعطیل كرده و علاوه بر آن مخارج بسیاری نیز در این راه هزینه نمودم. البتّه هراسی نداشتم چون علاوه بر افتخار كشورم، یك میلیون دلار جایزه را نیز در دستم می دیدم. لذا از قرض كردن نیز هراسی نكردم. امّا اكنون خوار و خفیف شده ام. هر روز از صاحب خانه فرار می كنم كه اجازه چند ماه را نپرداخته ام. به اكثر آشنایان بدهكارم و شاید چند روز دیگر جهت بدهی به زندان هم بروم ... به زندان بروم یا به آمریكا بروم و تبعه آنجا شوم (البته بلیط هواپیما و كارت اعتباری نیز برایم فرستاده اند كه در دیسك همراه نامه موجود است) یا در كشورم بمانم و اثبات قطعی فرضیه گلدباخ را با خودم به آن دنیا ببرم ....» (U).

ما مخاطبین این افراد را به چهار دسته تقسیم می كنیم :
* دسته اوّل، كسانی كه وقت كافی برای پاسخ گویی به این افراد را ندارند. به ایشان توصیه می كنیم همین مقاله را در پاسخ آن ها ارسال كنند. چه بسا با مطالعه این مقاله بسیاری از مدّعیان پی به اشتباه خود برده و كار خاتمه یابد.

* دسته دوّم، بعضی از رسانه ها هستند كه با پخش خبرهای غلط یا چاپ كتاب های خالی از هر گونه بار علمی موجب گمراهی اذهان عمومی می شوند. با توجّه به رسالت مهم رسانه ها در اطلاع رسانی چاپ این گونه خبرها از طرف برخی از این رسانه ها بسیار تأسف برانگیز است. رسانه ها قبل از نشر هر گونه خبر علمی باید آن را توسط یك كارشناس مورد بررسی قرار دهند و در صورت اطمینان از صحّت، اقدام به پخش آن نمایند.

* دسته سوّم، دفاتر مقامات و مسئولین مملكتی است كه تصوّر می كنیم در موارد بسیاری تشخیص این عدّه از نوابیغ برایشان كاری دشوار است. مثلاً یكی از مسئولان با ارسال ادّعای آقای X كه قبلاً دیدیم ادّعای «نامرئی كردن فیزیكی اشیا را» داشت به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری، نوشته بودند «به پیوست تصویرنامه آقای X از محققین، نظریه پردازان و طراحان ریاضی كشور تقدیم می گردد. نامبرده از نوجوانی تا كنون موفّق به كشفیات و ارائه طرح هایی در زمینه علوم ریاضی گردیده اند لیكن برای ادامه فعّالیت های خود نیازمند مساعدت و حمایت می باشند. نامه پیوست و ضمیمه آن خود گویای تمام توانایی ها و نبوغ نامبرده است. انتظار دارم درخواست ایشان مورد نظر قرار بگیرد كه قطعاً در پیشبرد اهداف علمی ایشان در نگاهی وسیع تر، كشور ایران بسیار سودبخش خواهد بود.»
هم چنین از طرف دفتر یكی از مقامات بلندپایه كشور پی نوشتی درباره ادّعای آقای X به انجمن ریاضی ایران نوشته اند : «از ارسال كتاب تألیفی آقای X محقق جوان و عزیزمان تشكر و قدردانی می شود. برای ایشان از خداوند بزرگ آرزوی توفیق بیشتر را دارم.» لذا به دفتر مقامات پیشنهاد می كنیم اگر بررسی این ادعاها برایشان مهم است، از تعدادی از كارشناسان دعوت كنند كه به رسیدگی آن ها بپردازند. انجمن های علمی می توانند معرّف این كارشناس ها باشند.

* دسته چهارم، كسانی كه علاقه مند به این مسائل هستند و وقت كافی برای رسیدگی به آن ها را دارند. اگر شما هم جزء این گروه هستید، پیشنهاد می كنیم مقاله (یك) را مطالعه كنید. همان طور كه گفتیم نویسنده مقاله فوق حدود 25 سال در این زمینه كار كرده و راه های مختلفی را در برخورد با این افراد امتحان كرده است. ایشان نتیجه تجربیّات خود را در این مقاله چنین بیان می كند :
«سرانجام وقت آن رسیده كه بگویم با تثلیت گرها چگونه باید برخورد كرد. امّا بگذارید اوّل بگوییم چگونه نباید برخورد كرد. یك راه خلاصی موقّت از چنگ تثلیت گرها آن است كه بگویید : خوب تا اینجایش قبول، امّا می دانید كه باید برای درست بودنش برهان داشته باشید. یعنی یك سری حكم ها و استدلال هایی نظیر آنچه در كتاب هندسه قدیمیتان داشتید. تثلیث گر از نزدتان می رود ولی به همراه برهان برمی گردد. در این مرحله ممكن است بگویید : خوب، حالا نگاهی به آن بیاندازیم، اشتباه آن را بیابید و به تثلیت گر گوشزد كنید.
تثلیث گر این بار هم می رود ولی باز همراه با برهان تجدیدنظر شده ای برمی گردد كه طولانی تر، پچیده تر و یافتن اشتباهش دشوارتر است. تجدیدنظرهای پیاپی در برهان، كار را به جایی می كشاند كه دیگر نتوانید یا نخواهید اشتباه آن را پیدا كنید. قدم بعدی كه آن نیز خطاست، این است كه بگویید :
راستش من وقت بررسی این برهان را ندارم ولی می دانید كه شخصی به نام وانیتیسل در سال 1837 ثابت كرده كه زاویه را نمی توان با خط كش و پرگار تثلیث كرد. برهان او موجود است، این هم برهان شما؛ هر دوی این ها نمی توانند درست باشند؛ پس چاره ای نیست جز این كه شما در برهان وانیتیسل اشتباهی پیدا كنید. این كار هم تثلیثت گر را از سرتان باز می كند. ولی او دیر یا زود بر می گردد با ردیه ای بر برهان وانتسل در قالب چنان عباراتی كه درك معنی شان ناممكن است. هیچ چیز نمی تواند راه را بر تثلیث گر از خود گذشته ببندد.
پس در برخورد با تثلیث گر چه باید كرد؟ به اوّلین نامه تثلیث گر، اگر مطمئن شدید كه خوبی تقریب یا سادگی روش یا هوشمندی او در یافتن تقریبی جدید قابل توجه است، مودّبانه جواب بدهید. به همراه نامه، برایش فهرستی كامپیوتری از اشتباهات موجود در ترسیم برای زاویه های مختلف بفرستید. من معمولاً فهرست را برای 0 تا 180 درجه، با فواصل 3 درجه ای تهیّه می كنیم. این كار مهم است زیرا هنوز كامپیوتر قدرت آن را دارد كه احساس احترام و ابهتی در افراد ایجاد كند. همچنین با آن نامه چند تثلیث تقریبی دیگر را بفرستید با تذكّری از این قبیل كه فكر كردم شاید علاقه مند باشید دیگران چه تثلیث های تقریبی به دست آورده اند. در سال های اخیر با استفاده از این روش میزان موفّقیتم بالا رفته است. یادم هست كه اوّلین موفّقیّت تا چه حد مایه رضایت خاطرم شد. مهندسی در شهر نیوجرسی كتاب بزرگی با جلد مقوّایی در حجم بیش از 250 صفحه تهیّه كرده بود كه عنوان ماجراهای هندسه روی جلد آن با حروف زركوب نقش بسته بود. به نظرم رسید كسی كه این همه برای تثلیث مایه گذاشته باشد، راه نجاتی ندارد. ولی او ضمن پاسخ نامه ام نوشت : همین قدر كه توانسته ام به تقریبی برسم راضی هستم و دیگر آن را كنار می گذارم. این بار روحم از نفرین به دور ماند! اخیراً چند موفّقیّت دیگر هم داشته ام و شاید برخی از این تثلیت گرهای لب فرو بسته، متقاعد هم شده باشند، اگر با این روش كاری از پیش نرفت، آن وقت بی رحم باشید. نامه و برخورنده ای بنویسید، به این قصد كه طرف از شما بدش بیاید. دیگر به هیچ قیمتی مزاحم شما نخواهد شد و شاید بخشی از نفرتش منجر به بی علاقگی نسبت به ریاضیدانان و بی میلی به ادامه كار تثلیث شود، زیرا معمولاً انسان اگر بتواند، از كاری كه مایه آزارش شود خودداری می كند. اگر همه همین روش را در پیش می گرفتند نسل تثلیث گرها تحلیل می رفت و منقرض می شد. در آن صورت كسانی كه سودازدگی جزء سرشتشان است مزاحم اقتصاد دان ها، فیزیك دان ها یا علمای الهیّات می شدند و ما می توانستیم در آرامش و امنیّت زندگی كنیم و مطمئن باشیم كه از این پس هیچ سودازده ای به سراغمان نخواهد آمد. در این جا به طور خاص در مورد تثلیث گرها صحبت شده است، امّا حتماً شما آنقدر وارد هستید كه با استفاده از آن، روش برخورد با سایر نوابیغ را نیز بیابید.»
موخره، از خوانندگان محترم تقاضا می شود اگر خاطره ای از نوابیغ دارند حدود یك یا دو صفحه به اینجانبان ارسال دارند تا در ضمیمه این مقاله بیاید. به پیوست نمونه ای از نامه های ارسال شده در رابطه با نوابیغ ضمیمه شده است.

پیوست : چند نمونه از نامه های ارسالی درباره مدّعیان
* پیوست 1 : آقای ... مقاله شما را در ادعای كشف فرمول محاسبه محیط بیضی مشاهده كردم. به اطلاع می رساند كه انجمن ریاضی ایران بر اساس تجربه های قبلی به این گونه مدعیان پیشنهاد می كند كه با اساتید دانشگاه ها مستقیماً مكاتبه نمایند. اما این جانب خود به عنوان یك عضو هیأت علمی دانشگاه، نظرم را ذیلاً مكتوب می نمایم.
لازمه محاسبه فرمول دقیق محیط بیضی محاسبه انتگرال هایی مانند انتگرال زیر است كه ثابت شده است محاسبه آن بر حسب توابع معمولی امكان پذیر نیست.



این فرمول با استفاده از فرمول پارامتری بیضی كه به صورت



است به دست می آید. و این موضوع تقریباً در هر كتاب ریاضیات عمومی (CALCULUS) نیز آمده است.
متأسفانه بعضی از افراد معنی امكان ناپذیر بودن را متوجه نمی شوند و اغلب تلاش بیهوده در یافتن چنان فرمولهائی می نمایند. امیدوارم كه جنابعالی معنی آن را دریافته باشید. باعث تأسف است كه بعضی از رسانه ها نیز بدون مشورت با متخصصین اقدام به چاپ یا نشر بعضی از «كشفیّات» می كنند كه باعث توهم بعضی از افراد می شود.
با احترام، سید عباداله محمودیان، رئیس دانشكده علوم ریاضی، دانشگاه صنعتی شریف و رئیس انجمن ریاضی ایران.

* پیوست 2 : خانم ... با سلام، مقاله شما را مشاهده كردیم و به اطلاع شما می رسانیم كه ثابت شده است تثلیت زاویه به كمك خط كش و پرگار امری است امكان ناپذیر. بدین منظور شما را مثلاً به صفحات 147 و 148 از «كتاب ریاضیات چیست؟» تألیف ریچارد كورانت كه ضمیمه نامه است ارجاع می دهیم. برای اطّلاع بیشتر پیشنهاد می كنیم فصل سوم كتاب فوق را مطالعه بفرمائید.
با امید سلامتی روزافزون شما، سید عباداله محمودیان، استاد دانشكده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف.

* پیوست 3 : استاد محترم جناب آقای دكتر ... معاون محترم پژوهشی وزارت ...
با سلام، احتراماً عطف به نامه مورخه ... شماره ... به استحضار می رسانم كه كتاب ارسالی (تألیف آقای ...) توسط دو نفر داور مورد بررسی قرار گرفت. نظر ایشان در ضمیمه آمده است. متأسفانه ظرف چند ماه اخیر كه اینجانب ریاست انجمن ریاضی ایران را به عهده گرفته ام چند مورد مشابه این نامه به بنده ارسال شده است (بعضی از آن ها مانند كتاب فوق الذكر از چندین اداره مختلف). رسیدگی به آنها بسیار وقت گیر است. در صورتی كه خود مكتوبات نشان از بی اساس بودن «نظریه» دارد. مثلاً همین نویسنده ادعا دارد كه تا پایان سال (1382) «تئوری نامرئی كردن فیزیكی اشیاء را كامل» می كند. جالبتر این كه بعضی از مقامات نیز این ادعا را «گویای تمام توانائی ها و نبوغ نامبرده» می دانند.
پیشنهاد اینجانب این است كه اگر این گونه ادعاها برای دفتر جنابعالی مهم است، موسسه ای تأسیس بفرمائید تا آن ها را بررسی كند. در آن صورت اگر لازم تشخیص بدهید انجمن می تواند متخصصین امر را برای آن موسسه پیشنهاد كند.
با تقدیم احترام، سید عباداله محمودیان، رئیس انجمن ریاضی ایران و رئیس دانشكده علوم ریاضی، دانشگاه صنعتی شریف
رونوشت : به چهار مرجع دیگر كه كتاب فوق را فرستاده بودند.

مراجع
]یك[ اندروود دادلی، با تثلیث گرها چگونه برخورد كنیم، (ترجمع محمد باقری) نشر ریاضی : مجله ریاضی مركز نشر دانشگاهی، سال 2 شماره 3 آذر 1368 صفحه 227- 222.
]دو[ ریچارد كورانت و هربرت رابینز، ریاضیات چیست؟ ترجمه سیامك كاظمی. تهران : نشر نی، 1379.

[1] Underwood Dudley, A Budget of Trisections, Springer-Verlag, New York, 1987.
[2] Underwood Dudley, Mathematical Cranks, Mathematical Association of America, Washington, D.C. 1992

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محمود مقصودی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما در میان علوم پایه ، کدام گزینه بیشترین نقش را در زندگی انسان داراست؟