تبلیغات
ریاضیات پویا - فردید و هشترودی
ریاضیات پویا

ریاضیات در اینترنت

آرشیو موضوعی

آرشیو

دوستان من

آمار وبلاگ

فردید و هشترودی

حدود 50 سال پیش در یک شب پاییزی مناظره یی میان استاد احمد فردید و علامه مفید دکتر محسن هشترودی در باشگاه مهرگان (مرکز جامعه لیسانسیه های دانشسرای عالی) صورت گرفت. موضوع مناظره انتقادهایی بود که فردید بر اندیشه های فلسفی دکتر هشترودی کرده بود. تالار باشگاه چنان آکنده از استادان و دبیران علوم طبیعی، ریاضی و فلسفه بود که بسیاری جا برای نشستن نیافته و در پیرامون دیگران ایستاده بودند.

بسیاری از آنها از شاگردان پیشین دکتر هشترودی یا همکاران او بودند و عده دیگر مانند نگارنده این سطور از کتاب ها، نوشته ها و سخنرانی های او بهره مند شده و به اندیشه های علمی و فلسفی او علاقه مند بودند.

در آغاز دکتر هشترودی به اختصار اندیشه های فلسفی خود را شرح و بنیاد علمی آنها را نشان داد. سپس حریف او به جای آنکه با دلیل و برهان این اندیشه ها را رد کند یا به درستی آنها سر فرود آورد تنها به گفتن این بسنده کرد که اینها همان گفته هایی است که فلاسفه مکتب وین می گویند پس مردود است.

دکتر هشترودی در پاسخ او گفت؛ «فرض کنیم ادعای شما درست و اندیشه های من چیزی جز نظرهای فلاسفه مکتب وین نباشد، شما باید نخست نادرستی این نظریه ها را ثابت کنید تا معلوم شود اندیشه های من مردود است.» اما فردید به جای اینکه به بحث درباره مکتب وین بپردازد و نادرستی نظرهای فیلسوفان این مکتب را نشان دهد به تکرار سخنان پیشین خود پرداخت. گویی بطلان این مکتب و نظرهای فلسفی آن امری مسلم و بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد. به راستی گفتار او صورت تکفیر را داشت نه مناظره و جدل. کوتاه سخن در آن نشست نه کسی فهمید مکتب وین چیست و فیلسوفان آن چه می گویند و نه چه پیوندی میان این نظرها و اندیشه های دکتر هشترودی است.

هدف من در این گفتار بیان اندیشه های زنده یاد دکتر هشترودی نیست چون اندیشه های او در زمینه های فیزیک، ریاضی، فلسفه، هنر و دانش های انسانی چنان گسترده و چندگونه است که نه در یک گفتار بلکه در یک کتاب هم نمی گنجد. اکنون که سالگرد تولد اوست امیدوارم دوستان و شاگردان دیگرش این کار را انجام دهند. من در این گفتار تنها می خواهم به شرح نظرهای فلسفی مکتب وین بپردازم و تا جایی که می توانم اندیشه های دکتر هشترودی را با آنها بسنجم و اگر پیوندی میان شان هست آن را نشان دهم.

چون مکتب فلسفی وین را بعضی پوزیتیویسم و بعضی دیگر آمپیریسم یا چیز دیگری نام نهاده اند برای شناخت راستین آنها نگاهی به تاریخ فلسفه بیفکنیم و مکتب های گوناگون آن را بنگریم تا حامی راستین مکتب وین در مبنای آنها پدیدار شود. سراسر تاریخ فلسفه از دوران افلاطون و ارسطو و حتی پیش از آن تا قرن هشتم میلادی چالشی بوده است میان دو مکتب بنیادی یعنی ماتریالیسم و ایده آلیسم. جز شکاکان و نهیلیست ها یعنی فیلسوفانی که پایه خود را بر نیستی نهاده اند، همه مکتب های دیگر را به گونه یی در یکی از این دو خط اصلی می توان قرار داد. اما هر کدام از این دو مکتب اصلی برای نشان دادن درستی خود برهان هایی بر نادرستی مکتب دیگر آورده اند که نمی توان آنها را ندیده گرفت.

به ماتریالیسم که معتقد به اصالت ماده و واقعیت دنیای خارج است این ایراد وارد می شود که چگونه می توان ماده را شناخت. چون هر طوری ماده را تعریف کنیم و هر صفتی برای آن بیان کنیم، آن تعریف و آن صفت ها زاییده ذهن ما است بنابراین جدا از ذهن و شناخت ما نیست. فیلسوفان، ماتریالیست ها و رئالیست ها برای شناخت ماده و واقعیت دنیای خارج مقوله های ده گانه یا بیشتر را ملاک قرار داده اند. اما هر کدام از این مقوله ها را که بگیریم می بینیم زاییده ذهن ما است و عینیت خارجی ندارد. از کمیت آغاز کنیم. اعداد که بنیاد شمارش و اندازه گیری اند وجود خارجی ندارند. اگر انسان نیاز به شمارش و اندازه گیری نداشت هرگز عدد پدید نمی آمد. به همین دلیل است که سلسله های عددی مختلفی در گذشته بوده است و اکنون می دانیم سلسله های عددی گوناگونی می توانیم داشته باشیم. اگر امروز دستگاه عددی دونمادی (صفر و یک) اهمیت بسیار بیشتری از دستگاه ده نمادی (اعشاری) یافته و منشاء دانش الکترونیک قرار گرفته است به خاطر مفیدتر بودن آن برای انسان است.

به همین سان ویژگی دیگر ماده و شیء خارجی، داشتن مکان، حجم و شکل است که پایه آنها را بعد تشکیل می دهد؛ حجم با سه بعد، سطح با دو بعد و خط با یک بعد. اما بعد از حرکت یک نقطه حاصل می شود یعنی از هیچ، و به همین طریق نقادان ماتریالیسم و رئالیسم و واقعیت دنیای خارج نشان می دادند مقولات دیگر نیز واقعیت دست یافتنی نیستند و ساخته ذهن ما هستند. بدین سان کانت نشان داد که شیء بنفسه دست نیافتنی است.

نسبت به مکتب ایده آلیسم نیز که منکر ماده و وجود واقعی و عینی اشیا و افکار بود و بنیاد همه چیز را «ایده» یا «مثالی» فرض می کرد، یعنی به عبارت دیگر ذهن را مقدم بر عین می شمرد، انتقادهای خردکننده یی وارد بود که درستی آن را مورد شک و بی اعتباری قرار می داد. دکارت بر بنیاد می اندیشم پس هستم اندیشیدن را دلیل وجود واقعی انسان و اشیای دیگر قرار داده بود اما این به معنی آن بود که اندیشیدن مستلزم وجود اندیشنده یی است یعنی انسان. اگر انسان وجود عینی دارد، آنچه لازمه زیستن اوست منجمله اشیای طبیعی و افزار مصنوعی نیز باید وجود عینی داشته باشند. از سوی دیگر پیشرفت دانش و گسترش آزمایشگاه ها و پیدایش اختراعات مهم که همه بر پایه عینیت استوار بودند با قبول ایده آلیسم منافات داشت. بدین سان در آغاز قرن بیستم هر دو مکتب ماتریالیسم و ایده آلیسم گرفتار بحران سختی بودند.

فیلسوفان مکتب وین طبعاً نمی توانستند هیچ کدام از این دو مکتب را بپذیرند. آنها بنیاد دیگری را برگزیدند که با دانش به ویژه طبیعیات سنخیت بیشتری داشت. آنها همگی آزمایش را ملاک درستی اندیشه و بنیاد مکتب خویش قرار دادند. یک ضرب المثل انگلیسی حاکی است که «خوبی پودینگ را با خوردن آن می توان دانست» به عبارت دیگر هر غذایی را تا نخوری نمی دانی خوب یا بد است. فیلسوفان مکتب وین که عموماً دانشمندان و استادان علوم طبیعی بودند عملاً به این حقیقت پی برده بودند که هر فرضیه یی را تا حدی می توان معتبر و باارزش دانست که در آزمایش های بیشتری درست از آب درآمده باشد. یک فرضیه اگر از تمام آزمایش ها سربلند بیرون آمد صورت قانون به خود می گیرد ولی اگر بیشتر آزمایش ها درستی آن را نشان نداد، مردود شناخته می شود و کنار گذاشته می شود.

بنابراین مکتب وین را می توان نوعی پراگماتیسم دانست. البته مکتب پراگماتیسم فیلسوفان وین با پراگماتیسم جونز و فیلسوفان انگلوساکسون تفاوت های مهمی دارد که باید در نظر گرفت. نخست اینکه فیلسوفان وین و مکتب آنها عملاً جنبه علوم طبیعی دارد و برخلاف پراگماتیسم انگلیسی - امریکایی مورد استفاده در مسائل اجتماعی و اخلاقی قرار نگرفته است. دوم اینکه بعضی از نظر های مکتب وین در مکتب های پراگماتیسم دیگر دیده نمی شود و ویژگی خاص این مکتب وین است. منجمله بعضی از فیلسوفان مکتب وین مانند ارنست ماخ معتقد به اصل صرفه جویی در اندیشه اند که به غلط آن را «اقتصاد در اندیشه» ترجمه کرده اند. مطابق این اصل، ماخ عقیده دارد در تفکر علمی و پژوهش ها باید آسان ترین راه و راست ترین طریق را انتخاب کرد و اگر برای اثبات مطلبی چندگونه می توان استدلال کرد، آن برهانی را برگزید که فهم آن آسان تر باشد و نیاز به فرمول های پیچیده ریاضی نداشته باشد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محمود مقصودی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما در میان علوم پایه ، کدام گزینه بیشترین نقش را در زندگی انسان داراست؟